(حسن پور)چگونه می توانم رفتار ناسازگار حسین را اصلاح و از وی دانش آموزی جدی وفعال بسازم؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

برچسب ها

 

به نام خدا

              سازمان آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی

آموزش و پرورش شهرستان خوسف

آموزشگاه شهید شجاع تقی آباد

 

عنوان اقدام پژوهی : اختلالات رفتاری حسین(چگونه می توانم رفتار ناسازگار حسین را اصلاح و از وی دانش آموزی جدی وفعال بسازم؟)

 

اقدام پژوه : محمد حسن پورتقی آباد

 سال تحصیلی :1392- 1391

 

در سال تحصيلي 91-90 در آموزشگاه شهید شجاع روستای تقی آباد از آموزش و پرورش شهرستان خوسف به عنوان معاون آموزشگاه مشغول به خدمت بودم . با دانش آموزی مواجه شدم که دارای اختلالات رفتاری از قبیل شلوغي غير نرمال ، مسخره كردن ديگران، اذيت کردن دیگران وهمچنین بنا به گفته ی دبیران مربوطه سهل انگاری در امر انجام درس و تکلیف بود.مراجعه روزانه دانش آموزان به دفتر آموزشگاه وشکایت ازحسین حسابی کلافه ام کرده بود.تنها کاری که از دستم ساخته بود این بود که از او تعهد بگیرم که دوباره تکرار نشود ولی متاسفانه دوباره روز ارز نو و روزی از نو.ضمنا حسین را از نظر خانوادگی نیز می شناختم .موضوع را با پدرش در میان گذاشتم ولی متوجه شدم خانواده هم با او مشکل دارد خلاصه به هر شکلی بود سال را به اتمام رساندم تا اینکه سال تحصیلی جدید(92-1391)آغاز گردیدبه علت کمبود دبیر ریاضی در ضمن انجام کار معاونت آموزشگاه مجبور به تدریس ریاضی بودم این باعث شد تا بادانش آموزان هم در فضای کلاس و هم بیرون کلاس برخورد داشته باشم .یادم نمی رود همینکه به عنوان معلم ریاضی پا به کلاس دوم گذاشتم با خودم عهد کردم به هر شکلی که شده حسین باید از جلدی که دارد بیرون بیاید.وبا توجه به استعدادی که در او سراغ داشتم (بنا به اظهارات آموزگار دوره ی ابتدایی اش) باید کاری کنم تاطعم خوش دانش آموز زرنگ را به مذاقش بیندازم .این جا بود که ذهنم را به سمت این دانش آموز مشغول کردم .دنبال یک سری اطلاعات رفتم با توجه به اطلاعات بد ست آمده سوالات زير براي رفع مشكل حسین در ذهن من ايجاد گرديد:

  

1-آيا تربيت غلط حسین ، موجب اختلال رفتاري او شده است ؟  
2-آيا به خاطر روابط غلط با حسین، اودچار خود پنداري منفي از خود شده است؟ 
3-آيا حسین با كمبود محبت دست وپنجه نرم میکند؟ 

 

4-آيا حسین با رفتارهاي خويش مي خواهد د يگران را به خود متوجه سازد؟ 
5-چه راه حل هايي براي مشكل وجود دارد؟

6-چه نيروها يا چه كساني مي توانند در حل مشكل كمك كنند؟ 

7-چه نيروها يا چه كساني مي توانند در حل مشكل كمك كنند؟ 
8-نقاط قوت حسین کدامندکه بتوان با تکیه برنقاط ضعفش را پوشش داد؟ 
9- من چگونه خود را تغییر دهم که مورد قبول حسین باشم ؟ 

 

براي گرد آوري اطلاعات روشهاي متعددي وجود دارد ؛ با توجه به موضوع پژوهش ، به نظر مي رسد كه ما مجبور باشيم از چند روش به صورت تركيبي براي جمع آوري اطلاعات استفاده نماييم . چه خوب است در اين پژوهش روشهاي مشاهده ومصاحبه را انتجاب نماییم. 
برای کاهش پرخاشگری و لج بازی ؛ از والدین حسین خواسته می شود که بین فرزندان خودتبعیض قایل نشوند .حوصله به خرج داده و با فرزندان خود با ملایمت ومهربانی رفتار کنند و ویژگی های مثبت فرزند خود را با تشویق تقویت نمایند،تا فرزندشان دچار کمبود محبت نگردد .به نظر می رسد یکی از علتهای اساسی پرخاشگری و لج بازی تبعیض و کمبود محبت است .به فرزند خود بر چسب های مثبت بزنند تا فرزندشان باور کند که واقعاً دارای ویژگی های مثبت است .

كاهش ضعف تحصيلي ، از بين بردن مشكلات عاطفي توسط والدين ومعلم مربوطه ، ايجاد انگيزه ، تقويت ويژگي هاي مثبت ، شكوفايي اعتمادبه نفس ، توجه لازم به نوجوان ، تغيير نگرش نوجوان نسبت به خود از جمله عواملي هستندكه مي توانند ضعف تحصيلي دانش آموزرا كاهش دهند.

 گرد آوري اطلاعات ( شواهد- ا ) 

همانطور که قبلا" ذکر شددر اين پژوهش برای جمع آوری اطلاعات روشهاي مشاهده و مصاحبه را انتجاب نمودم. از طريق مشاهده ،رفتارهاي حسین را درمحیط مدرسه اعم از اوقات زنگ تفریح و مراسم صبحگاه وهمچنین درکلاس درس زير نظر گرفته واطلاعات لازم رادر مورد وی  بد ست آوردم .همچنین ازطريق مصاحبه (با افراد خانواده حسین و تنی چند از اقوام وی ودوستان هم محله ای ،معامین سالهای ابتدایی )اطلاعات لازم در مورد سابقه رفتاري و همچنین سابقه تحصیلی اش از معلمان دوره ابتدایی بدست مي آمد . به نظر مي رسد از طريق اين روشها اطلاعات لازم در مورد حسین بدست مي آمد اینجا بود که هر چه بيشتر با خصوصيات اخلاقي ورفتاري او آشنا مي شدم تا بتوانم مشكلاتش  را حل نمايم.

همانطور که گفته شد رفتارهاي حسین را هدفمندوبا دقت هر چه بیشترآن هم به طورنامحسوس زیر نظر گرفتم . با توجه به شواهدی که به صورت فوق چه خودم مستقیماشاهدبودم وچه با مصاحبه و گفت و شنودی که با افراد مذکور داشتم به نتایجی قابل تامل دست یافتم.که برخی بدین شرح هستند:

-حسین در دوره ابتدایی جزودانش آموان زرنگ کلاس به حساب می آمده که شرح حال کنونی وی برای معلم سالهای پایانی دوره ابتدایی اش بدور از انتظار بود.

-ناسازگاری او با خواهر بزرگتر در خانه آرامش راازاهالی خانه سلب کرده است.

-بیشتراوقات خودرادر خانه به تماشای تلوزیون آن هم بدون هدف و گاها" تا پاسی ازشب می نشیند.

-به بازی فوتبال علاقه ی وافری نشان می دهدبه طوری که بیشتر اوقات بچه های محله را نیز سرگرم این بازی می نمایدبه طوری که حتی آنها ازدرس و مشق خودباز می مانند.

-به دوراز چشم پدرموتورسیکلتش را سوار شده وبا این عمل اسباب اذیت همسایه ها را نیز فراهم کرده.

-بابچه های همسایه حتی کوچکتر از خود بیشتر اوقات درگیر می شود.

-برای دروسش در خانه اصلا"هیچ وقت مفیدی اختصاص نمی دهد.

- از شواهد امر برمی آید که روابط والدين حسین در بیشتر مواقع با او درست نبوده است.

- معلمين حسین به او توجه لازم را نكرده اند.

- معلمين حسین به تفاوتهاي فردي او توجه نكرده اند.

« يكي از مشكلات عمده مدارس ما، كمك نكردن به دانش آموزان مشكل داراست. متأسفانه ، مدارس به جاي آنكه آماده كمك به كساني كه عقب افتادگي يا مشكلي دارند باشند، بيشتر آنها رااز خود مي را نند . وحالت دفعي از خود نشان مي دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوي وبا نمرات بالا هستند وبيشتر مواقع به تشويق و تكريم آنها مي پردازند. در مقابل ، دانش آموزان به ظاهر ضعيف مورد بي مهري قرار مي گيرند وبطور ناخواسته آنها را رها و بعضاً سركوب مي كنند. » ( مير كمالي ، 1379، ص 74).

تجزیه و تحلیل شواهد(1)

پس ازبررسی مصاحبه هاو همچنین مشاهداتی که از رفتارهای حسین در مکانهای مختلف(داخل کلاس ،درمحیط مدرسه و خارج از کلاس درس وبیرون از فضای مدرسه) داشتم به نتایج فوق رسیدم این نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم اینجا بود که دلایل ناسازگاری حسین تا حدودی برایم روشن شد و مواردی که باید در این زمینه تغییرواصلاح شودمشخص شدکه خلاصه ای ازاین دست آوردها به شرح زیر می باشند:

برخی ازدلایل ناسازگاری حسین می تواند به شرح ذیل باشد:

·      تماشای بیش ازحدتلوزیون که این خود باعث کمترظاهرشدن درجمع دیگر اعضای خانواده شده است.

·        جایگاه حسین در خانواده به عنوان کوجکترین عضو این گروه برای  او این مشکلات را به ارمغان آورده است.

·        علاقه بیش ازحدبه بازی فوتبال

·        پرکردن قسمتی ازاوقاتش رابه موتور سواری اختصاص داده که این هم برای خودش و هم اطرافیان خطرساز است.

·        برخوردناصحیح اعضای خانواده مخصوصا خواهر بزرگترروحیه ی ناسازگاری را در او تقویت می کند.

·        بی انگیزه بودن نسبت به دروس.

·        برخوردهای نادرست اطرافیان باعث شده که او خودش را به عنوان پسری شرّ(به گفته اطرافیان)باور داشته باشد.

·        ورود او به مدرسه راهنمایی و فضای جدیدبا معلمین جدیدبدون آشنایی قبلی و چه بسا برخورد نادرست معلمین این مقطع با نامبرده

 

انتخاب راه جدیدموقتی:

باتجزیه وتحلیل داده هاواستفاده ازمنابع علمی ومشورت بادیگرهمکارانم راه حل های زیرراپیشنهادمی دهم:

·        اگر چنانچه دیگر اعضای خانواده در کارهای خود پایبندبه برنامه ریزی بوده و یا اگر برنامه ای دارند دقیق طبق برنامه رفتار نمایند چه بسا کم کم حسین نیزبه این روش روی آورده و اگر مثلا خواسته باشد تلوزیون هم نگاه کند به اندازه تگاه خواهد کرد نه تا پاسی از شب.

·        علاقه به بازی فوتبال را می توان در وی به یک فرصت تبدیل کرد و با همان برنامه ای که در بالا به آن اشاره کردم می شودبا برنامه فرصت بازی به او داد و در زمانی مناسب به مشاهده بازی او نیز پرداخت و حتی او را تشویق نمود

·        موضوع مربوط به سوار شدن موتور آن هم با وجودکمی سن(نداشتن گواهینامه)را می توان با خریدیک دوچرخه آن هم با انتخاب خود حسین به نظرم که حل نمود.نه اینکه از حسین سوار شدن موتوربه شکل پنهانی از بزرگترهای خانواده هم دعوا سر این موضوع.

·           با توجه به اینکه یکی ازدلائل اختلالات رفتاری حسین ناسازگاری خواهر بزرگتر بااو در خانه می باشدچه خوب است در این ارتباط کمی بیشترمطلب جمع آوری کرده تا از بین آنها راه حلی مناسب برای ابن موضوع استخراج شود.به استناد نظرکارشناسان مربوطه عوامل مختلفی در دعواهای فرزندان دخالت دارد که عبارتند از:

الف) تبعیض و عدم رعایت عدالت بین فرزندان

     پروفسور روان درمانی هورست پتری می گوید: به تجربه ثابت شده که عدالت بین خواهران و برادران نقش مهمی در هماهنگی وانسجام روابط خانوادگی دارد.وی در کتابی که تحت عنوان «نزاع وعشق خواهران و برادران» نوشته داستانهای قدیمی و تاریخی خانوادگی را بررسی کرده است، خصوصا اختلافات خواهران و برادران را.بعضی از روان شناسان معتقدند که کلاً با به دنیا آمدن فرزند دوم در حقیقت تاج از سر فرزند اول برداشته می شود و حسادت و کینه  فرزند شروع می شود. در حالی که پروفسور پتری معتقد است بین خواهر و برادر محبتی وجود دارد که اگر تبعیضها و دخالتهای والدین نباشد هرگز به مشاجره و زد و خورد جدی منتهی نمی شود. اکثر ما تجربه کرده ایم که درمشاجرات غالبا، فرزند ضعیف تر به والدین پناه می برد و معمولاً آنها طرف ضعیف تر را می گیرند و همین باعث عصبانیت فرزند دیگر می شود و به مشاجره آنها دامن می زند، در این هنگام در فرزند قوی تر احساس خشم وعصبانیت شکل می گیرد (ممکن است حتی ابراز نشود). ظاهرا سکوت برقرار می شود ولی مطمئنا در نوبت بعدی او جبران خواهد کرد.یعنی این مشاجرات با دخالت والدین مرتب تکرار خواهد شد.(1)

پیامبر گرامی اسلام می فرماید: میان فرزندان خود عدالت و مساوات را رعایت نمایید، چنانکه دوست می دارید میان شما دراحسان و لطف و محبت رعایت مساوات شود.(2)

ب) عدم توجه والدین به تفاوتهای فردی

      به رخ کشیدن مزیت و محاسن یکی از فرزندان به دیگری و عدم رعایت تفاوتهای فردی نیز، احساسات آنان را تحریک وجریحه دار می نماید و درگیریها را به وجود می آورد. قصه حضرت یوسف که در قرآن کریم به تفصیل آمده نمونه روشن و آشکاری است بر اینکه اگر فرزندی به خاطر مزیت و صفت خوبی که دارد توجه بیشتری به وی مبذول گردد آتش حسد فرزندان دیگر برانگیخته خواهد شد و چه بسا فاجعه ای دردناک را به دنبال خواهد آورد.

در روایتی آمده است که امام باقر(ع)می فرمود: به بعضی از فرزندانم محبت ونوازش بیشتر از آنچه استحقاق دارند می کنم به خاطر اینکه ضرری به فرزند دیگرم وارد نسازد همان طور که برادران یوسف نسبت به او حسد بردند و او را در چاه انداختند.

تا اینجا باتوجه به مطالبی که بیان شد برای حل این مسئله باید از والدین حسین کمک گرفت واز نحوه ی برخورد آنها با فرزندان پرس و جو کرد و اگرچنانچه در رفتارشان ایرادی مشاهده گردید از آنها بخواهیم تا برای حل مشکل فرزندشان هم که شده در رفتارشان تجدید نظر نمایند. واماچه خوب است از مطالبی که در ادامه می آید برای راهنمایی والدین حسین و حل این مشکل استفاده شود .

 چند نوع عکس العمل  والدین در قبال دعوای فرزندان

عکس العمل نوع اول:

بعضی از والدین صدای دعوا و فریاد را می شنوند اما اصلاً دخالت نمی کنند. آنها فکر می کنند بچه ها یکدیگر را ادب خواهند کرد ومعتقدند این گروه از والدین وانمود می کنند که اصلاً چیزی ندیده اند و نشنیده اند. پس از مدتی واقعا هم همه چیز آرام می شود. ممکن است هر دوبالاخره توافق کرده، دوباره با هم سازش پیدا کنند و موضوع مشاجره را فراموش کنند. اما این امکان هم وجود دارد که فرد بزرگتر، قوی تر یا زرنگ تر حرفش را به کرسی بنشاند و حق فرد ضعیف تر، آرام تر، یا کوچکتر را کف دستش گذاشته باشد! در این مورد فرد قوی تر اعمال نفوذ کرده و موفق شده است. اگر این واقعه به امری دایمی تبدیل شود به تدریج فرد قوی تر سلطه جویی خود را امری طبیعی به حساب خواهد آورد. او نخواهد آموخت که باید بحق ضعیف ترها نیز احترام گذاشت. احتمالاً نخواهد توانست عقیده دیگران را بپذیرد.برعکس کودکی که سر تسلیم فرود آورده، تجربه می کند که قادر نیست از خواسته های به حق خود دفاع کند و انسان می تواند به حق کشی از ضعیف ترها به هدف خود برسد.

عکس العمل نوع دوم:

مادر سراسیمه وارد اتاق کودکان می شود.در یک نگاه می بیند که کتاب جدید پاره شده و روی بدن کودک کوچکتر لکه کبودی دیده می شود.در این حالت طبیعتا از فرزند کوچکتر جانبداری می کند و گناه را به گردن فرزندبزرگتر می اندازد، او را سرزنش می کند و چند ضربه به پشت او می زند. شاید مادر از اینکه خشم و عصبانیت خود را بروز داده است، احساس بهتری داشته باشد. او به طور مشخص در مشاجره دو کودک مداخله کرده است، ولی خصومت موجود بین آن دو نه تنها ملایم تر نشده بلکه شدیدتر نیز گردیده است!

فرزند بزرگتر احساس می کند که تحقیر شده و به ناحق با او رفتار شده است. اگرچه مادر از او قوی تر است، ولی او هم از فرزند کوچکتر قوی تر است! او بالاخره فرصتی خواهد یافت که این موضوع را بر سر برادرکوچکتر تلافی کند! زیرا او دعوا را شروع کرده بود و با فریاد کشیدن، مادر را باخبر ساخته بود بنابراین او مقصر است. کودک کوچکتر برعکس احساس خواهد کرد که اگرچه از برادر بزرگتر ضعیف تر است، ولی هر بار که چیزی مطابق میلش نیست می تواند فریاد بزند و مادر را به کمک بطلبد تا برادر بزرگتر را تنبیه کند! او از گریه به عنوان اسلحه ای استفاده خواهد کرد تا بر اطرافیان خود تسلط پیدا کند. او از این طریق با موفقیت، مادر و برادر را در مقابل هم قرار می دهد، در حالی که نخواهد آموخت که آزار و تنبیه فرد قوی تر مجازاتی نیز به دنبال خواهد داشت. در این حالت دخالت مادر، کودکان را به یکدیگر نزدیک نکرده است، بلکه آنها را از هم دور ساخته است. اگر غالبا چنین شرایطی تکرار شود، کودکان نسبت به یکدیگر بی رغبت شده، به سختی می توانند با هم بازی کنند، کار مشترکی انجام دهند و به طور کلی درکنار هم قرار بگیرند. در این میان رابطه مابین برادر و خواهر و همچنین رابطه آنها با والدین هر روز تیره تر خواهد شد.

عکس العمل نوع سوم:

مادر به طرف اتاق بچه ها می رود و فریاد می کشد: «دیگر حوصله ام از مشاجره دایم شما سررفته. دیگر حاضر نیستم شاهد آن باشم. بس کنید، امروز ظهر به هیچ کدامتان بستنی نخواهم داد و اجازه تلویزیون تماشا کردن هم ندارید. آن وقت می فهمید که نباید با هم دعوا کنید.»

درِ اتاق بسته می شود، کودکان واقعا جا خورده اند، اما مشکل آنها حل نشده است. هر یک از آنها خود را محق و دیگری را مقصر می داند. «تقصیر توست که به من بستنی نمی دهند! به خاطر حماقت توست که من نمی توانم تلویزیون تماشا کنم!» و دوباره جدال دیگری شروع می شود. تصمیمی که مادرگرفته در واقع مشاجره جدیدی را پایه ریزی کرده و بر مشکل آنان افزوده است.

عکس العمل نوع چهارم:

مادر به اتاق کودکان می رود و سؤال می کند: «چرا دوباره شروع به دعوا کرده اید؟ دیگر بس است! با هم سازش کنید.» او اگرچه عدم رضایت خود را ابراز داشته است، اما برای حل مشکل قدمی برنداشته است. پس از چند دقیقه جدال از سر گرفته می شود. این بازی آنقدر ادامه پیدا می کند تا بالاخره صبر و تحمل مادر به سر می آید و عصبانی می شود در این حالت است که تصمیمات مادر جنبه تربیتی ومنطقی نخواهد داشت و به عکس رفتار مادراثر سوء تربیتی بر فرزندان خواهد گذاشت.(3)

راه حلهای مناسب جهت پایان دادن به مشاجرات کودکان

موقعی که می خواهید میانه دعوا را بگیرید مراقب باشید هیچ یک از بچه ها به سبب فرزند اول یا آخر یا وسطی و یا دختر وپسر بودن مورد حمایت خاص واقع نشوند.

در موقع مشاجره کودکان نباید از کوره دررفت. اغلب کودکان برای حل واقعی مشکلات و تضادهای خود به کمک والدین نیازمندند.شاید مادر بتواند در زمان دعوا به اتاق کودکان وارد شده با آرامش، کمی در آنجا خود را مشغول سازد. بدین ترتیب بهتر می تواند دریابد که مشکلات در کجا قرار گرفته اند تا بتواند درباره آنها با کودکان خود صحبت کند.به دنبال کشف علل منازعه باشید وسپس سعی کنید همانند یک قاضی بیطرفانه قضاوت نموده و حتی الامکان بین آنان صلح وآشتی برقرار سازید.

والدین هرگز به هنگام دعوا به کودک خود پند و اندرز ندهند که آنکه عاقل تر است، تسلیم می شود. چون نه تنها او را برای زندگی واقعی پرورش نمی دهند بلکه یاد می گیرد که همیشه در برابر خواستهای منطقی و غیر منطقی دیگران تسلیم شود. آن کس که دایما باید گذشت و چشم پوشی داشته باشد به یک بخشنده بیچاره تبدیل می شود! راه حل مناسب این است که تضادها و مشکلات باید شناخته شده، بررسی شوند و در صورت امکان حل گردند.

در هنگام میانجی گری واقعا سعی کنید تا احساس خشم کودک را بفهمید چرا که اگر یکی از طرفین دعوا حس کند که مادر یا پدر درنقش میانجی حرف او را نمی فهمد و به علت عصبانیتش اهمیتی نمی دهد، میانجی گری مادر (پدر) سودی ندارد و بچه همچنان کینه خود را از برادر یا خواهرش در دل نگاه می دارد تا در یک فرصت مناسب تلافی آن را سر اودربیاورد.

خودتان هم از اینکه در وجود کودکتان احساس خشم را می یابید نگران نشوید. خشم هم یک احساس طبیعی و قابل انتظار از کودک است، درست به همان اندازه که مهر و محبت را از او انتظار داریم.رشد قوای ذهنی کودک و از جمله حافظه او کمک می کند گذشته ها را هم به خاطر بسپارد باعث می شود کودک اگر رفتار کسی را نپسندد یا مرادش برآورده نشود خشم بگیرد.این احساس هم مثل سایر احساسات کودک کم کم تحت کنترل او در می آید اما در سنین خردسالی معمولاً کودک کنترل زیادی بر آن ندارد.

در هنگام میانجی گری همیشه به کودک خود بفهمانید که احساسات او را درک می کنید و او را از این بابت که عصبانی شده سرزنش نمی کنید اما در ضمن اجازه نمی دهید خواهر یا برادرش را کتک بزند. با این روش بچه ها یاد می گیرند برای حل اختلافات خود روشهای مسالمت آمیزی پیدا کنند و در عین حال که یک کودک از کتک خوردن مصون می ماند، کودک دیگر هم از عذاب وجدان واحساس گناه که بعد از هر عمل ناپسندی گریبانگیر کودکان می شود خلاصی می یابد.(4)

در صورتی که محیط خانواده دور ازاختلافات و دعوا و مرافعه های مداوم باشد وروابط موجود بین پدر و مادر بر اصول و مبانی محبّت و صمیمیت مبتنی باشد و والدین درتربیت فرزندان خود توافق نظر داشته باشند وپدر و مادر بدون اعمال تبعیض به تعلیم فرزندان اقدام نمایند و روح صمیمیت ویگانگی در خانواده حکمفرمایی کند، اطمینان داشته باشید که بچه ها با هم دعوا نمی کنند.(5)

والدین باید به بچه ها اجازه بدهند به تنهایی مشکلاتشان را حل کنند و نباید همیشه در مشاجره بچه ها دخالت کنند. مشاجره بین خواهران و برادران یک چیز طبیعی است وبدین ترتیب آنها رفتارهای اجتماعی را می آموزند. آنها یاد می گیرند گاهی باید گذشت کنند و گاهی پافشاری و بعضی وقتها هم، با هم صلح می کنند؛ مطمئنا اگر به توافق نرسند خودشان سراغ والدین می آیند.(6)

والدین بهتر است عوارض و عواقب نزاع را برای کودک بازگو نمایند و به او یادآوری کنند برای حل تعارضات و مشکلات با دیگران راه حلهای دیگری به غیر از نزاع وجود دارد.

اگر والدین کوشش میزان احساس عزت نفس کودک را افزایش بدهند، میزان نزاع وی با سایر کودکان کاهش معنی داری پیدا می کند.

تماشای برخی از فیلمها و برنامه های تلویزیونی احتمال دارد منجر به بالا رفتن میزان نزاع کودکان با یکدیگر شود. لذا بهتر است والدین اجازه تماشای چنین برنامه هایی را به کودکان ندهند و یا در صورت اجازه دادن به تماشای اینگونه برنامه ها به کودکان خود یادآوری کنند که در جهان واقعیت از طریق نزاع کردن نمی توان به اهداف خود رسید.(7)

با بیان خاطرات دعواهای دوران کودکی خود با خواهران و برادران، بچه ها متوجه خواهند شد که روزگاری پدر و مادر آنها بچه بوده اند و می فهمند که گرفتاریهای فعلی خودشان هم معمولی و قابل حل است.(8)

اگر در محل دعوا حضور نداشته اید وواقعا نمی دانید چه اتفاقی افتاده است، در این صورت هیچ یک از بچه ها نباید اجازه داشته باشند که کاری را که دعوا بر سر آن بوده انجام دهد یا شی ء را که سر آن دعوا شده بردارد.(9)

پدر و مادر می بایست با رفتار عادلانه ومنصفانه، زمینه نزاع و کدورت را از بین برده ومحبت و صمیمیت را در خانه حاکم نمایند.پروفسور پتری معتقد است: هرچه تفاوت سنی فرزندان بیشتر باشد عادلانه رفتار کردن والدین آسان تر و هرچه کمتر باشد عدالت برقرار کردن مشکل تر است. مثلاً با تفاوت سنی کم گاهی والدین مجبور می شوند به خاطر جلوگیری از جر و بحث هر دو کودک را وادار کنند زودتر بخوابند یا هر دو اجازه دارند برنامه معینی را تماشا کنند. اما والدین باید بدانند عادلانه رفتار کردن به معنی مشابه رفتار کردن نیست بلکه نباید یکی را بر دیگری ترجیح داد. اگر فرزندان شما در سنین مختلف می باشند باید با توجه به سنشان با آنها عادلانه رفتار شود.

عادلانه رفتار کردن با بچه ها به معنی آن است که آنها را همان طور که هستند بپذیریم حتی اگر ساعتها وقت او را می گرفت.ظاهرا همه این مسایل کوچک و بی اهمیت جلوه می کنند ولی در برقراری یک رابطه صلح جویانه و محبت آمیز بین خواهران وبرادران بسیار مؤثر می باشند.(10)

در باره اینکه کدام روش مداخله برای خانواده شما از همه بهتر است تصمیم بگیرید.گاهی باید بچه هایتان را به حال خودشان بگذارید تا خودشان با هم کنار بیایند ولی گاه لازم است که بی عدالتی میان آنان را جبران کنید(11) و ...، به طور کلی با توجه به موقعیت، شرایط، نوع فضای تربیتی و روانی که حاکم بر خانواده است، از بین روشها یکی از آنها را انتخاب نمایید. و تفاوتهای فردی آنان را قبول کنیم و نیازهایشان را بشناسیم. مثلاً یک بچه دوست دارد که با مادرش به خرید برود ولی دیگری ترجیح می دهد با دوستانش بازی کند.والدین نباید هیچ وقت خواهران و برادران را با هم مقایسه کنند. مثلاً بعضی از والدین می گویند: «از برادرت یاد بگیر چقدر مرتب است» یا نظایر آن. به این وسیله والدین ناخودآگاه می گویند که برادرت بهتر از تو است واین باعث ایجاد خصومت بین دوفرزند می شود.

والدین باید تفاوتهای فردی فرزندانشان را در نظر بگیرند. بچه ها در سنین خاصی خیلی غیر قابل تحمل و مشکل می شوند. در این موقعیت بیشتر با اعضای خانواده مشاجره می کنند و اگر والدین دخالت کنند شرایط مشکل تر می شود و همه اینها باعث فاصله بین والدین و فرزند می شود. در این مواقع تنها راه این است که شما کمی وقت برای او بگذارید مثلاً یک پیاده روی طولانی یا یک مسافرت کوتاه دو نفری یا یک گفتگوی دو نفری درآشپزخانه و ... می تواند چاره ساز مشکل باشد.

والدین برای جلوگیری از دعوای بچه ها باید همیشه عادل باشند. فرقی نمی کند چقدرمشکل است و چقدر وقت می برد.

شخصی در خاطراتش نقل می کند با اینکه شش خواهر و برادر بودیم مادرم درتقسیم بندی واقعا استاد بود و حتی اگر عکس خانوادگی می خواستیم بگیریم او هیچ کدام را روی زانوهایش نمی نشاند؛ به خاطر اینکه نکند بقیه ناراحت شوند. بنابراین همه اطراف او زانومی زدیم و عکس می گرفتیم. موقع تقسیم کردن شکلات و توت فرنگی سعی می کرد به ما تعداد مساوی برسد.

بی انگیزه بودن نسبت به درس را درحسین تشخیص دادم پس مناسب دانستم برای بر طرف کردن آن از منابع مربوطه استفاده نمایم.در ارتباط با این موضوع می توان از مطالبی که در ادامه می آید بهره جست.

یادگیری و عوامل بی انگیزه بودن

یادگیری عبارتست از تغییر طولانی‌مدت در احساس، تفکر و رفتار فرد که بر اساس تجربه ایجاد شده باشد. رفتارگرایانی از قبیل جان واتسون و اسکینر سرشت انسان را انعطاف‌پذیر می‌دانستند، و معتقد بودند که در .......(ادامه مطالب را در قسمت دیگر که تحت

نویسنده : دانشجویان رشته ریاضی بازدید : 6514 تاريخ : سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:02
برچسب‌ها :